امروز رفتم جوراب بگیرم، یه دونه جوراب معمولی ۲۵۰
شورت ۳۵۰
دیگه از پایین تنمون نمیتونیم مراقب کنیم و باید دنبال برگ انگور بگردیم برای پوشوندن خودمون. اصلا این هوای گرم کی شورت میپوشه :))) (بیاید اینو نرمالایزش کنیم)
با این فرمون ادامه پیدا کنه بصورت جدی روی پلن سرقت مسلحانه با چاقومیوه خوری فکر میکنم.
اگر موفق نشدم دیگه عمههای پولدارتون رو معرفی کنید که یه کار خیری هم این وسط کرده باشیم. فقط زیاد شیرین نباشه که دیابت بگیرم :)))
این یه اصطلاح من دراوردیه از خودم که میگم یکی باهات صحبت میکنه آندر فازش چیه؟ چیو میخواد بگه که فاز محبت، دوستی، دشمنی یا خشم باهات برداشته. در واقع مسئله یه بهونهس و مشکل یه چیز دیگهس
این چند وقته حس اندر فازم خیلی قوی عمل کرده. میفهمم درد ادما از حرفاشون چیه. بذار یه مثال بزنم
صابخونه بعد کلی نق نق و اینکه اقا مام گیریم و پول اجاره رو زود بده واز این حرفا. جنگم که تموم شده و ما رو اذیت نکن (حالا نمیدونم چرا فکر میکنه جنگ تموم شده همه چیگل و بلبل شده و از اسمون پول میباره)
من که میدونستم این اصل ماجرا نیست، درسته لایهی اولیهی درخواست بود ولی تهش یه چیز دیگه بود. چون دیگه بعدش معنی نداشت بگی فلان جنس گرون شده و میخواستم بخرم و گرون شده و از این حرفا...
خلاصه فهمیدم آندر فازش اینه که یه چیزی بذار روش. گفتم رندش کنم اجاره رو راضیای؟ بال در اورد و رفت اسمونا و با کفترهاس همسایه جفت گیری کرد.
القصه فهمیدن این آندرفاز میتونه مشکلات رو از بیس حل کنه، هرچند که انرژی زیادی میبره بفهمیش
این چند وقت کوتاهی که اینترنت وصل شده دارم دونه دونه اپهایی که باهاشون کار میکردم رو چک میکنم. از توییتر گرفته تا پلاتوی نازنینم که دیشب فهمیدم فصل جدیدی از تورنومنت تخته نرد خیلی وقته شروع شده.
انگار یک دوست قدیمی رو بعد چند سال میبینی که اولش یه کم برات غریبه. سعی میکنی باهاش سر سنگین تا کنی تا یه وقت ناراحت نشه و دوباره بذاره بره.
و اینگونه هی تلاش میکنی بهش نزدیک شی ولی اینقدر ازش دور بودی معذبی. احساس میکنم تا میام نزدیک شم بهشون باز دوباره قطع میشن و بازم میشن دوستای قدیمی که دیر به دیر به هم سر میزنیم
چیزی که خوب میدونم اینه که هیچ چیز به قبل برنمیگرده. خوشحالیامون از ۹۸ به این طرف نصف شده و هر سال جذر سال قبل خوشحال میشدیم. ۱۴۰۴ هم که کلا خوشحالی ما منفی شد و باید ازش قدر مطلق بگیریم که بلکه از منفی در بیاد
والا چه عرض کنم...
از دیشب که فشار مت خوب شده و انگار موتور زیر ساختها اجازهی ورود به دنیای دیجیتال رو داده، خیلیا هنوز وصل نشدن. گفتم تجربهی شخصی خودمو تو نصب اپها و اینا بهتون بگم.
اپهای چیلترفکنهای رایگان تو یه سری مناطق خوب داره جواب میده ولی تو تهران و شیراز و اصفهان هنوز شلنگ اینترنت رو سفت فشار میدن که دیتای کمتری رد و بدل بشه.
اونایی که از v2ray استفاده میکنن به نظرم این اپ رو ببوسن و بذارن کنار و به جاش v2box و npv tunnel نصب کنن چون از پروتکلهای پروکسی پشتیبانی میکنه ولی روش اتصالشون بهتره و پینگ بهتری میده.
هایدیفای هم یه اپ معروف دیگهس که پروکسیهای خوب میده ولی اینستا رو خوب بالا نمیاره اما رو تلگرام جواب میده.
اونایی که هنوز وصل نشدن اینا رو تست کنن
من از اون دسته از آدمام که زیاد باهاش حرف بزنید وسط حرف میگه: میشه خفه شی؟
کسی بهم توضیح بده و تشریح کنه از دقیقهی دوم دیگه مغزم پردازش نمیکنه و از دقیقهی سوم دیگه گوشم نمیشنوه
خیلی خلاصهم و خیلی هم دنبال چیزای خلاصه.
القصه دیدم بلاگفا بین این پلتفرمها استیبل تره. توییترم که تایملانش شده مسخره بازی واسه همین یه وبلاگ زدم با یه تمی شبیه توییتر و دارک مود و قراره خلاصه توییت بزنم توش و غر غر کنم
آدرسش هم miladsafa رو دامنهی بلاگفاست که اگر دلتون خواست چرندیاتم رو بخونید بصورت کوتاه اونور در خدمتتون هستم.
نکته: اینجام هست اونجام هست. همه جا هست.
یکی از کارایی که بهم کمک میکنه مغز پر تلاطمم رو به ساحل عقلانیت برسونم، رویاپردازی فانتزیانهی خیالیه. به چیزهایی فکر میکنم که شدنش یک در هزار، میلیون و میلیارده
فور اگزامپل دیشب به این فکر میکردم اگه یکی اشتباهی به ولت من چند صد هزار تتر بزنه چی میشه؟
یا مثلا از تو خیابون رد میشم یهو یکی بیاد بگه: آقا ببخشید امکانش هست این بستهی ۱۰۰ دلاری رو از من قبول کنید؟
خلاصه اینکه این فکرای مسخره رو تا تهش میرم که مغزمخسته شه و بگه بسه دیگه، تا کجا میخوای پیش بری
این روزا که داره خیلی سخت میگذره به آی تی جماعت، به من یک مدل دیگه سخت میگذره. بعد حدود سه ماه چند هفتهس که فشار کاری دوبل شده و سعی دارم زیر بار این فشار نترکم.
انتقال دیتام به ایران، پروژههای نیمه باز، مشتریانی که باید بازیابی بشن، سه ایدهی کاری موازی و نبود اینترنت بین المللی باعث شده منه متمرکز به یک میلاد پراکنده تبدیل شم که همه چیزو داره همزمان و تو گانت پیش میبره.
به همهی اینها نبود منابع مالی و پولهای چسکی روزانه هم اضافه کنید ببینید چه ترکیب سمی میشه.
عموما اینطور مواقع من به یک ترکیدگی نسبی میرسم و یهو منفجر میشم و میگم: مهرم حلال جونم آزاد :))
ولی خدای عز و جل که حکمتش موجب پارگی و نعمتش موجب نالهگی را شاکرم که این وسط با ما شوخیش گرفته و بلایای پیچ در پیچ را نصیب بندهی حقیرش میکنه.
با این حال من زندهم، نفس میکشم و تا شقایق با ما کات نکرده زندگی باید کرد.
چند وقت پیش به دستوری اومد که موسسات و شرکتها خودشونو معرفی کنن که ما دسترسی به آی پیشون بدیم. من در جواب آی پی رو دادم و الان اینترنت موسسه به بین الملل وصله
حالا چوطوری؟
خیلی ساده. رفتم به این ادرس:
https://www.irannsr.org/fa/services/form_ipr/add/swd_id/54504/
اطلاعاتو پرکردم و ای پی دادم و بعد از مدتی وصل شد.
فقط جای دوتا آیپی داره که دوتاشمباید استاتیک باشه. اطلاعاتمباید حقوقی باشه و مدیرعاملو معرفی کنید.
در مورد اتصالم نه بهتون زنگ میزنن نه خبر میدن.به خودت میای میبینی همه چیوصله.
در واقع با این کار برمیگردید به فیلترنت سابق. فکنکنید الان میتونید تلگرام و اینستا و ... باز کنید. (زهی خیال باطل)
این روزا دیگه صحبت از اینترنت خیلی کلیشهای شده. داریم میرسیم به اینکه یک فصل اینترنت ما رو دزدیدن و بهمون ندادن.
اما دلیل پشت قطعی اینترنت جنگ رسانهای بود که میگفتن اطلاعات و فیلان و بیسار ما لو میره.
حالا کاری به اینترنت پرو و ویپیانهای گرون ندارم که جفتشون خیانت به مردم حساب میشه (چه اونی که وی پی ان میخره و تن میده به گرونی و چه اونی که اینترنت پرو میخره و ملتو شخمشون حساب کردن)، حرف من اینه که این شرایط برای یه سریا سوده و لابیهای زیادی من جمله پلتفرمهای داخلی دارن دامن میزنن به این کار.
طبیعتا با اتصال اینترنت بین المللی ملت واتس اپ چرت رو فعال میکنن ولی سمت داخلیا نمیرن. پس این خطر براشون هست که کاسبی میلیاردی این روزاشون از بین بره.
اینترنت پرو برای اپراتورها خیلی خوب بوده، چرا که قیمتای ۵ برابری تعرفه باعث شده که خسارت این روزاشون جبران بشه و حتی سود خوبیم داشته باشن
سرورهای ایرانی هم که توی ۱۰ روز گذشته تعرفهش ۲ وگاهی سه برابر شده. دیتاسنترای داخلی دارن میترکن و جز سرورای داخلی هیچی کاربرد نداره
خلاصه اینکه جنگ بهونهی خوبی برای کاسبیا ورونق داخلی داده وفضای رقابتی به انحصاری تبدیل شده
من علی رغم اینکه سعی میکنم ادم با انرژی ومثبتی دیده بشم، اتفاقاً خیلی درونگرا و ساکتم. فقط سعی میکنم با انرژی دیده شم.لبخند رو صورتم باشه
اما امروز حتی برای دیده شدنمم تلاش نکردم. جسم و روحم هر دو باختند. هر دو خستهن.
اهل چس ناله نیستم وتا همینجا بسه دیگه
ریدم سر در آستان خانهی پدر بزرگ اونی که شرایط روحی ما رو خراشیده. پفیوز روح تراش