این چند روز که نبودم درگیر توقیف ماشین بودم. یه خلاف ریز با ماشین کردم و تهش ماشینو خوابوندن. از یکشنبه درگیر بیرون اوردن ماشین و کارای اداری بودم.
اما این توقیف یه درسای خوبی بهم داد.
اول اینکه اونی که میگه هرجایی گیر کردی بهم زنگ بزن منظورش اینه که گیر کردی من کاری از دستم برنمیاد.
دوم اینکه من برای دشمنمم نمیخوام که کارش به دادگاه و پاسگاه و جاهای نظامی و دولتی بیفته. اینقدر که این سیستم تو ایران معیوبه. فقط دو روز منتظر بودم یه سیستم کذایی وصل شه تا بتونه تخلف منو ثبت کنه
سوم و از همه مهمتر اینکه وقتی دیدید تو زندگیتون پشت سر هم داره میباره و چالشایی رو سپری میکنید که هیچ رقمه مقصرش شما نیستید، منتظر یه اتفاق خوب باشید :)
القصه ماشین که با داستانهایی مسخره آزاد شد ولی من اون ماموره لاشخورو هیچوقت یادم نمیره











