عارضم خدمتتون که من یه تجربه‌ی عجیبی تو پخش کردن یا دریافت انرژی از اطرافیانم دارم. سعی می‌کنم سطح انرژی همه رو بالا نگه دارم. ولی یه سری آدمام هستن که من اسمشونو گذاشتم انرژی گیر. اینا از صبح میان بهت غیر میزنن و از نداری‌های زندگی میگن تااااا بوق سگ که بازم میگن نداریم و نمیشه و نتونستیم و هزاران فعل منفی دیگه.

یه مدته که خیلیاشون رو از زندگیم حذف کردم اماز بازم یه سریاشون باقی موندن که چون خیلی نزدیکن نمیشه حذفشون کرد. اینا یه خسیسه‌ی درونی پنهان دارن و اونم حسادته. یه حسادت درونی دارن نسبت به رشد شما و عقب موندن از شما و همین باعث میشه بیان خودشو رو بد بخت جلوه بدن و قربانی ماجرا باشن تا شما حس جایزه بگیرت فعال بشه و بگی: پس من تو موقعیت خوبیم.

همونقدر که اینا انرژی منفی رو مثه چس راسو پخش می‌کنن، یه سریام برعکسشون عمل می‌کنن. انرژی مثبت میدن و کلی آرزوهای خوب و از این مدل حرفا که مغزتو خارش میده برای پیشرفت. 

اخیرا یه کشف جدیدم داشتم و اونم قدم زدن در مناطق خوش نشین تهرانه. وقتی میری اونورا قدم میزنی انگاری یه انرژی مثبتی شوت میشه سمتت و همینطور برعکسش، مناطق پایین بری انرژی منفی تف میشه تو صورتت.

شما رو نمیدونم ولی من دارم اینو به شکل یه نظریه می‌بینم