دیگه این یه کلمه کلیدی شده توی متمام که از چه تاریخی به خاک رفتم. از ۱۸ دیکاه عملا من بیکاری رو بغل کردم.
این وسط تنها چیزی که لهم استرس میداد بدهیها و اجارخونه بود. امروز صابخونه پیام داده که :
اومدیم و جنگ یه سال تموم نشد، تکلیف ما چیه؟
تکلیف شما مشخصه. من مرداد ماه از اون خونه میرم، چه کار برگرده و چه بر نگرده از ادمی که تو این شرایط فکر خودشه و مال و اموالش من انتظاری ندارم.
این آدم حداقل ۴ تا ملکشو من خبر دارم، بماند از زمین خواریها و داستانهای دیگش
این وسط جز ریدن به اعصاب من کار دیگهای نمیکنی آقای صابخونه









