یه مثالی رو‌همیشه یه عزیزی بهم میزد که خیلی ذهنیتش رو‌ همه چی‌ منفی بود. در واقع بی ادبانه‌ی قانون مورفی بود که میگفت:

 بد بختی که باز آید، گوز وقت نماز آید

در واقع منم الان تو همین موقعیتم. تمام اتفاقات بد و خرابی‌ها تو این روزا که نه کار هست، نه درامد هست داره پیش میاد. مخارجم بیشتر از گذشته، خرابی‌ها ضربدر ۲ و اتفاقات ناگوار یکی پس از دیگری.

صبح به صبحم پا میشم منتظرم ببینم که کائنات چه ایده‌ی جدیدی برای ترکوندن من داره