داستان از اونجایی شروع میشه که ما یه همسایه ای داریم که خیلی پسر گل و بلبلیه. تازگیم مدیر ساختمونمون شده. هر وقت همو میدیدیم کلی تعارف نثار هم میکردیم. کارش اگزوزسازیه و یه بار خیلی مرامی اگزوز ماشینمو به اصرار خودش جوش داد.
مدتها گذشت تا همین دیروز که رفتم پیشش گفتم الان پول اومده دستم و بی زحمت اون حساب اون موقهمون رو تسویه کن. کلی تعاریف تیکه پاره کردیم و گفت نه و این حرفا چیه ولی یه چیزی میخواستم بگم بهت، انبار اگزوز ماشینت (همین که ته اگزوزه) توش آشغال داره و به موتورت فشار میاره. تو هم چون کولر میگیری ممکنه به موتورت فشار بیاره و بعدش باید موتور بیاری پایین. گفتم عه؟ واقعا؟؟! حالا باید چیکار کرد؟ گفت برات عوض میکنم، مشکلی نداره. قیمت خریدمو برات میزنم. منم کلی تشکر و عذاب وجدان که ای بابا تو چقدر با مرامی پسر :)
عوض کرد و بعدش حرکت کردم و رفتم سمت خونه...
تو مسیر کرم درونم گل کرد و گفتم برم قیمت بگیرم ببینم چقدر بهم تخفیف داده این همسایهی مهربون
دیدم قیمتی که اون با من حساب کرده سه برابر قیمت جای دیگهس!!
گفتم نه شاید این جنسش اصل باشه و رفتم یه جا دیگه قیمت گرفتم دیدم اون غریبه داره بازم تو همون رنج قیمت پایین بهم قیمت میده!!
حالا برادر عزیزم، دوست گرامی من، تو یک درصد احتمال ندادی من برم جای دیگه قیمت بگیرم؟؟! به خودت نگفتی این پسره اونقدرام احمق نیست؟! بذار حداقل تا سرش بدم تو و تا ته نکنم توش؟؟؟
ملت عجیبی داریم که تو این فشار اقتصادی هم به هم رحم نمیکنن. به خصوص آشنا









