به واقع من عددی نیستم که بخوام بگم تو قطعی اینترنت خسارت دیدم. چون اصن شمرده نمیشم تو محاسبات خسارات ولی امروز چیزی که داشت دست به دست میشد تو فضای اینترنت نوشته بود که خسارت روزانه - به گفته ی خودشون - اندازهی ساخت چند تا پل B1ی هست که ترکیده. فی الواقع آمریکا یه پل زده و جمهوری اسلامی روزانه داره چند تا پل رو بدون موشک و بدون هزینهی نظامی و خرج موشک میزنه.
هیچ خبری هم از وصل شدن اینترنت نیست و شرایط همینجوری داره وارد دارک مود ترین حالت ممکن خودش میشه... :)
وقتی پاندمی کرونا شروع شد، مقاومت مردم برای کلاسهای حضوری شکست و تابوهاش برداشته شد، پلتفرمهای آنلاین بالاترین نرخ رو بوجود آوردند و فروششون حتی چند ده برابر شد.
حتی بعد از کرونا هم باز هم استقبال مردم ادامه پیدا کرد و آموزش مجازی تو انتخابهای مردم بود.
هشت سال قبل کرونا، برای پارک علم و فناوری قزوین مودل رو بومی سازی و متناسب سازی کردم برای شرایط آموزش داخلی، ولی همون موقع بهم خندیدند و گفتند:
پسر جان، این چیزها رو کسی استقبال نمیکنه. اینا نون و آب نمیشه
الانم تقریبا مشابه همون شرایطیم، با این تفاوت که اینترنت ملی پاندمی شده، شاید اگر حتی نت جهانی هم وصل شه بازم مردم از ترس تکرار قطعی بیزنسهاشون رو هم روی داخل و هم در خارج ادامه بدن. تلگرام، اینستاگرام، تیک تاک، یوتیوب و... فارغ از اتصال مشکل دار (پروکسی و...) ممکنه دوباره قطع بشن.
پیش به سوی سیستم چینی
چین چندین سال پیش این چالش رو داشته و حلش کرده، موتور جستجوی اختصاصی، سوپر اپلیکیشنهای انحصاری و مشابه موارد خارجی و سرویسهای داخلی حتی در سطح بین المللی ایجاد کرده که هر لحظه دلش خواست بدون اینکه به تجارت الکترونیکش آسیبی برسه اینترنت بین المللی رو به ملی تبدیل کنه.
شاید طولانی ترین قطعی اینترنت این روزها ما رو به این سمت ببره ولی کماکان فضای بکر موتور جستجو، پیام رسان و شبکههای اجتماعی کسی رو ترغیب برای توسعهی این سیستم نکرده. البته شایدم بی اعتمادی مردم به سیستم جلوی این کارها رو گرفته
ولی چیزی که به وضوح مشخصه اینه که فضای دیجیتال مارکتینگ، معماری خودش رو تغییر میده و یک معماری جدید داخلی هم بهش اضافه میشه.
چند شبی است که با یکی از دوستان قدیمی در پیام رسان نخبه گرایانهی «بله» ایدههایی نه چندان دور مطرح میکنیم و به دنبال راهی برای فرار از شرایط غم باری کنونی هستیم.
اما نتیجهی همهی اتفاقات مستلزم اتصال «اینترنت کوفتی» است. چیزی که در جوامع امروز بین المللی به عنوان حق شهروندی از ان یاد میشود.
اخیرا هر چیزی را که ایده پردازی میکنیم، به طرز عجیبی با سردی مواجه میشود. انگار هر دو پذیرفتهایم که باختیم. آن هم در دعوایی که هیچ ربطی به ما نداشت و اختلافاتی سیاسی منجر به پیدایش آن شده بود.
با این حال این روزها گپ و گفتها حکم پوکساید را برای ما دارد. نتیجهی این کشمکشها و دوستی و دشمنیها برای ما چیزی جز غبار غم ندارد.
پ.ن: اگر کسب و کارتون به مشکل خورده و نیاز به وب سایت برای راه اندازی فروشگاه اینترنتی دارید که جایگزین اینستاگرام و بشه، به من پیام بدید تا بدون هزینه راهنمایی یا راه اندازی کنم. حتی اگر یک نفر هم نجات پیدا کنه از شرایط من راضیم :)
بعد از حدود ۴۰ روز اعلام اتش بس دو هفتهای کردن. هیچ اتفاقی نیفتاد، سایهی جنگ کماکان هست و فقط دو هفتهی دیگه بدبختی ادامه داره.
قطعاً تو این مدت اینترنت وصل نمیشه و همه چیز باز هم تو ترس و رعب و وحشته. فقط ما دو هفته رفتیم مرخصی که بدهی رو بدهیامون بیاد و اقتصادمون از اینی که هست کوچیکتر بشه. این وسط دولت هم برنامهی خاصی نداره
نکتهی جالب اینجاس هر دو طرف اعلام پیروزی کردن و گفتن دشمنو شکست دادیم :)
یکی پاشه بیاد یه پلتفرم بنویسه که براساس وضعیت روحی و جسمی و توانی و عقلی و دانشی و هزاران kpi کوفتی دیگه، ملت رو به هم لینک کنه. فقط پروفایل بسازی وبعدش بگه بیا با این حرف بزن، این حرفتو میفهمه.
(چند وقت بعد چنین استارتاپی پیاده میشه و محفلی برای دوستیابی خواهد شد)
خب اینطور که مشخصه ج.نگ خیلی حوصله سر بر بوده و دو طرف با توافق دارن سرعت جنگو افزایش میدن. اونوریا از راه اهن و یه سری جاها شروع کردن، از اینورمگویا گفتن ما از این به بعد هر چیزدیم ضربدر۲ کن.
مثلا دیروز اگه یه جا رو زدن، امروز میخوان همون یه جا رو دوبار بزنن (مثلا دیگه)
امریکا هم که آسمون ایرانو کرده مرکز اموزش هوایی و برای گواهینامه جنگنده میان یه دور میزنن. هر بارم میزنن یه بمبی میندازن تهرانسر که تستشون تکمیل شه. این وسط مسطام مثه اینکه اسنپ گزینه جنگنده هم اضافه کرده و توراه یه مسافریم میزنه.
اینوریام دیگه موشکاشون اونقدر زیاده که کنار هم بذاریشون یه ایه از توش در میاد (یه اسم خلاصه شده میذاشتید خب). گویا لانچر جدید اوردن که توش موزه.
در کل اوصیکم به همگی که تا اینا دارن دعوا میکنن شما جایی نرید. یا همه برید یه جایی که امنه وتکون نخورید.
این چند وقته فهمیدم جمع وبلاگ نویسا هنوز گرمی خودشو داره، هنوز ادمایی هستن که حرفاشونو توی تکست مینویسن و چند صد تا هنوز دیگه...
ولی شاید عیبش این باشه که سرویسای بلاگ دهی زیادی داریم، هر کدومشونم ساژ خودشون رومیزنن و نمیشه جامعهی وبلتگ نویسا رو پیدا کرد.
گفتم چقدر خوب میشه یه کامیونیتی باشه که اطلاعات رو از شرویسهای وبلاگ جمع اوری کنه و به شکل یه سوشال جمع و جور نشون بده. قابلیت فالو و گفتگو و بیسیک سوشال رو داشته باشه + نمایش فید وبلاگ. اینطوری همدیگه رو گم نمیکنیم. چطورم؟