امروز از یه منبع نیمه موثق شنیدم که ممکنه این جنگ تا دوماه دیگهم طول بکشه
داشتم به این فکر میکردم دوماه دیگه؟ واقعا تا دوماه دیگه من هنوز هستم؟ کارم همین میمونه؟
بعید میدونم...
امروز از یه منبع نیمه موثق شنیدم که ممکنه این جنگ تا دوماه دیگهم طول بکشه
داشتم به این فکر میکردم دوماه دیگه؟ واقعا تا دوماه دیگه من هنوز هستم؟ کارم همین میمونه؟
بعید میدونم...
یه اعتقاد پیچیده و شاید مسخرهای دارم که میگم پشت هر اتفاقی - چه خوشایند و چه ناگوار - یه داستانی ناگفته وجود داره که قراره تلنگری بهت بزنه و شاید مسیر جدیدی رو بهت نشون بده
مثلا من هیچ وقت فکر نمیکردم برم تو اسنپ کار کنم. ولی از وقتی رفتم فهمیدم چقدر مسافر مزخرفی برای سفیر بودم 😂
چقدر بقیه مسافرا از من بهتر بودن و چقدر این کار، کارِ سختیه
شاید کل این جنگ دنبال این بود که به من بفهمونه ادم خوبتری باشم :)
بچگیام وقتی عید میومدم محلمون تو شمال، شروعش خیلی جذاب بود. پیک نوروزی بود، دیدوبازدید بود، گشت و گذار بود، گوشی هم نبود!
وقتی ۱۳ فروردین طلوع میکرد سعی میکردیم ته زورمون رو بزنیم که خوشحال باشیم و زمانی که به غروب ۱۳ میرسیدیم همه غمگین بودیم.
اما هرچقدر جلوتر رفتیم، بزرگتر که شدیم، مدرسه جای خودش رو به کار داد، دغدغهی حل پیک نوروزی جاشو به اجاره و قسط و بدهی داد تا اینکه به ۱۴۰۵ رسیدیم و یک آپشن جدید اضافه شد. «بلاتکلیفی» شاید واژهی مناسبی برای این آپشن باشه.
بلاتکلیف از زندگی واینکه قراره چیکارکنیم؟ مرحلهی بعدی چطوری قراره پاره شیم؟ قراره برگردیم خونه چه گلی به سر بگیریم؟
هیچ پلنی برای یک ساعت دیگه نداریم و تنها چیزی که خود من میدونم تایم صبحونه ناهار شامه.
شاید فردا، شاید پسفردا یا شاید سه روز دیگه ... نمیدونم کی قراره برگردم سر خونه و زندگی خودم ولی میدونم رفتن نزدیکه
روز طبیعت مبارک، سیزدهتون بدر
امیدوارم امسال ما از مثال «سالی که نکوست از بهارش پبداست» پیروی نکنیم و به مثال «پایان شب سیه سپید است» روی بیاریم.
به نظرم این جنگ، یه تلنگری به همهی کسبوکارها - به خصوص آنلاین شاپها - زد که بگه اینجا (این کشور)، هیچی استیبل نیست، هیچکاری و شغلی امنیت نداره و هیچ در آمدی قرار نیست ایمن باشه.
با این حال ما مردم باید به یه طریقی هوای همو داشته باشیم وبتونیم چرخهی اقتصادی خودمونو حفظ کنیم.
میخواستم از افرادی که اینجا هستن دعوت کنم که بیایم روی یه مارکت پلیس داخلی کاری کنیم و چیزایی که این روزا میتونه باعث فروش بشه رو به مردم پیشنهاد بدیم.
پیشنهاد من ایجاد یه مارکت پلیس برای فروش محتوا ومحصول مجازیه
اگر ایدهای دارید توی اینباکس بنویسید واگر نظری دارید کامنت بذارید
دیگه این یه کلمه کلیدی شده توی متمام که از چه تاریخی به خاک رفتم. از ۱۸ دیکاه عملا من بیکاری رو بغل کردم.
این وسط تنها چیزی که لهم استرس میداد بدهیها و اجارخونه بود. امروز صابخونه پیام داده که :
اومدیم و جنگ یه سال تموم نشد، تکلیف ما چیه؟
تکلیف شما مشخصه. من مرداد ماه از اون خونه میرم، چه کار برگرده و چه بر نگرده از ادمی که تو این شرایط فکر خودشه و مال و اموالش من انتظاری ندارم.
این آدم حداقل ۴ تا ملکشو من خبر دارم، بماند از زمین خواریها و داستانهای دیگش
این وسط جز ریدن به اعصاب من کار دیگهای نمیکنی آقای صابخونه
این چند شبه هر چیفانتزیهای فکری داشتم رو خواب دیدم.
پریشب خواب دیدم یکی از فامیلامون از پنجره بهم نگاه میکنه و میخنده و با ۲ تُن وزن یهو از پنجره خودشو پرت میکنه پایین و پر میزنه میره!
چند شب پیشم خواب دیدم با اسنپ از رشت دارم مسافر میزنم به مریخ!
چی میریزن تو آبامون
این چند وقته از روشهای مختلف اتصال به اینترنت بین المللی استفاده کردم و متاسفانه هیچ کدوم استیبل نبود و به راحتی فیلتر میشدن.
از هر پروژهای که توی گیت هاب هست تا تانل سرور همگی تست شدن. اما بعد از یک بازهی زمانی کوتاه قطع میشن.
اخرین تعرفهای که گرفتم برای اینترنت آزاد اینها بود:
سرویس نرمال اتصال
۵ گیگ 3/800 تومان
۱۰ گیگ 6/800 تومان
سرویس تونل نت
۶گیگ 5/500 تومان
۱۲ گیگ 9/500 تومان
سرویس ویژه استارلینک با قیمت
سه گیگ 4/800 تومان
پنج گیگ 7/500 تومان
ده گیگ 13/900 تومان
بیست گیگ 26/500 تومان
فارغ از اینکه این ارقام مضحک و مسخرهس، این رو هم باید متوجه شد که این عزیزان با چه ابزاری میتونن تونل بزنن؟
من سرورام اماده بود نتونستم، شماها چطوری وصل میشید؟ جز اینکه نفری از خودشون هستید؟
پ.ن: سیستم فیلترینگ یه وضعیت عجیبی داره که ممکنه یه کانفیگ کار کنه بعد کار نکنه. یا یه کانفیگی داشتید که کار نمیکرده و الان ممکنه کار کنه. بطور کل مثل hiv داره هی مود عوض میکنه
پ.ن۲: من بالاخره وصل میشم.حالا هی برید پروتکل ببندید
یه دوستی داشتم که حتی یکبارم ندیدمش، بچه اندیمشک بود و برنامه نویس. خیلی با هم کلنجار میرفتیم و تا جا داشت ایدههای همو میکوبیدیم.
از اونلی فنز داخلی گرفته تا سایت پخش مویرگی مواد مخدر ایده داشتیم...
به خاطر معلولیتی که داشت ۵ دیماه ۴۰۴ فوت شد... :(((
خبر فوتش رو یکی از دنبال کنندههای وبلاگش بهم داد. من تازه فهمیدم بعد ۱۵ سال دوستی این رفیقمون وبلاگ نویس بوده.
این روزا که مینویسم خیلی به یادش میفتم و در حالی که تخلیه میشم از نوشتن، دلم از نبودنش میگیره :(
یکیاز تخصصهای پیچیدهی من اینه که شعرا رو طوری میشنوم که دوست دارم.نه طوری که هستن
مثل: عمق کمه شنا کن
به کسانی که تشخیص بدن این کدوم آهنگه به قید قرعه ماچ میدم