خودمم، میلاد

حدود ۲۰ سالی هست تو این دنیای پر از قطع و وصل وب گیر کردم. الان سعی دارم عادی باشم

امان از دست صابخونه

1405/1/12
01:25

دیگه این یه کلمه کلیدی شده توی متمام که از چه تاریخی به خاک رفتم. از ۱۸ دیکاه عملا من بیکاری رو بغل کردم.

این وسط تنها چیزی که لهم استرس می‌داد بدهی‌ها و اجارخونه بود. امروز صابخونه پیام داده که :

اومدیم و جنگ یه سال تموم نشد، تکلیف ما چیه؟

 

تکلیف شما مشخصه. من مرداد ماه از اون خونه میرم، چه کار برگرده و چه بر نگرده از ادمی که تو این شرایط فکر خودشه و مال و اموالش من انتظاری ندارم.

این آدم حداقل ۴ تا ملکشو من خبر دارم، بماند از زمین خواری‌ها و داستان‌های دیگش

این وسط جز ریدن به اعصاب من کار دیگه‌ای نمیکنی آقای صابخونه

شب و خوابای عجیبش

1405/1/11
00:49

این چند شبه هر چی‌فانتزی‌های فکری داشتم رو خواب دیدم.

پریشب خواب دیدم یکی از فامیلامون از پنجره بهم نگاه میکنه و می‌خنده و با ۲ تُن وزن یهو از پنجره خودشو پرت میکنه پایین و پر میزنه میره!

چند شب پیشم خواب دیدم با اسنپ از رشت دارم مسافر میزنم به مریخ!

چی میریزن تو آبامون

پروتکل‌های فعلی با چی‌وصل میشن؟

1405/1/10
14:47

این چند وقته از روش‌های مختلف اتصال به اینترنت بین المللی استفاده کردم و متاسفانه هیچ کدوم استیبل نبود و به راحتی فیلتر میشدن.

از هر پروژه‌ای که توی گیت هاب هست تا تانل سرور همگی تست شدن. اما بعد از یک بازه‌ی زمانی کوتاه قطع میشن.

اخرین تعرفه‌ای که گرفتم برای اینترنت آزاد این‌ها بود:

سرویس نرمال اتصال

۵ گیگ 3/800 تومان

۱۰ گیگ 6/800 تومان

 

سرویس تونل نت

۶گیگ 5/500 تومان

۱۲ گیگ 9/500 تومان 

 

سرویس ویژه استارلینک با قیمت

سه گیگ 4/800 تومان 

پنج گیگ 7/500 تومان

ده گیگ 13/900 تومان

بیست گیگ 26/500 تومان

 

فارغ از اینکه این ارقام مضحک و مسخره‌س، این رو هم باید متوجه شد که این عزیزان با چه ابزاری می‌تونن تونل بزنن؟

من سرورام اماده بود نتونستم، شماها چطوری وصل می‌شید؟ جز اینکه نفری از خودشون هستید؟

 

پ.ن: سیستم فیل‌ترینگ یه وضعیت عجیبی داره که ممکنه یه کانفیگ کار کنه بعد کار نکنه. یا یه کانفیگی داشتید که کار نمیکرده و الان ممکنه کار کنه. بطور کل مثل hiv داره هی مود عوض میکنه

 

پ.ن۲: من بالاخره وصل میشم.حالا هی برید پروتکل ببندید

دوست وبلاگ نویسم

1405/1/9
01:10

یه دوستی داشتم که حتی یکبارم ندیدمش، بچه اندیمشک بود و برنامه نویس. خیلی با هم کلنجار می‌رفتیم و تا جا داشت ایده‌های همو می‌کوبیدیم.

از اونلی فنز داخلی گرفته تا سایت پخش مویرگی مواد مخدر ایده داشتیم...

به خاطر معلولیتی که داشت ۵ دیماه ۴۰۴ فوت شد... :(((

خبر فوتش رو یکی از دنبال کننده‌های وبلاگش بهم داد. من تازه فهمیدم بعد ۱۵ سال دوستی این رفیقمون وبلاگ نویس بوده. 

این روزا که می‌نویسم خیلی به یادش میفتم و در حالی که تخلیه می‌شم از نوشتن، دلم از نبودنش می‌گیره :(

عمق کمه شنا کن

1405/1/8
23:07

یکی‌از تخصص‌های پیچیده‌ی من اینه که شعرا رو طوری می‌شنوم که دوست دارم.‌نه طوری که هستن

مثل: عمق کمه شنا کن

به کسانی که تشخیص بدن این کدوم‌ آهنگه به قید قرعه ماچ‌ میدم

وضعیت طراحی سایت و دیجیتال مارکتینگ

1405/1/8
16:24

از ۱۸م دیماه و‌ عادی سازی قطعی اینترنت در جمهوری اسلامی، تقریبا وضعیت پروژه‌های دیجیتال مارکتینگ و طراحی سایت له صفر رسیده

گوگل ادز که بطور کل قطع شده و یکی‌ از بالاترین نرخ‌های دیجیتال مارکتینگ از دست رفته.

اما روش‌های سنتی دیجیتال مارکتینگ مثل پیامک رشد فزاینده‌ای داشته که نرخ تبدیلشون دلچسب نیست.

به عبارتی می‌تونیم بگیم دیجیتال مارکتینگ توی یه خواب بهاری رفته و حتی بعد از پایان جنگ ۲ الی ۳ ماه زمان لازم داره که بتونه خودش رو ترمیم کنه.

کارایی که تو جنگ‌میشه کرد

1405/1/7
19:01

تقریبا روزی نیست که به کار فکر‌ نکنم. به طور کل آدمی نیستم که بشینم تو خونه ‌و بخور بخواب

این چند وقته کارایی که خوب جواب داده بعد از وی‌پی‌ان فروشی، اجاره‌ی ویلا تو مال خوب بوده و سوپر مارکت و شکمی جات

کارمندا هم خوش به حالشون، کارگرانم مشغول کارند.

اما هنوز چیزی که بتونه به من بخوره رو پیدا نکردم. یعنی هنوز پیدا نکردم. اگه همکارید بیاید بگید ببینم چیکار کنیم بلاها

می‌زند موشک به شیشه

1405/1/6
23:08

این روزا که از تهران کیلومترها دورم، دورادور از دوستان و افرادی که هنوز تهرانن پرس و جو میکنم که چه خبر؟

گویا هر روز‌ از شدت موج‌انفجار دارن سوپرایز میشن، طوری که به گفته‌ی یکی از نزدیکان در خونشون به سختی باز میشه (از نشست زمین)

یه دوستی دارم که خیلی برام عزیزه. اصرار کردم که بیاد شمال و براش یه محل اسکان پیدا کنم ولی گفت چند روز بیام؟ چقدر می‌تونم بمونم؟ تهش چی میشه؟ زندگیم اینجاست، خونواده‌م اینجاست، یکی دو نفرم‌نیستن که. در انتها گفت:

همه یه جا جمع شدیم و ۲۰ نفر تو یه خونه‌ایم. اگر قراره بمیریم همه با هم می‌میریم!

بمیرم برات پسر...

کی مُردن برات عادی شد :(

پایان تعطیلات و شروع بی اعصابی

1405/1/6
16:20

یکی‌از دلایلی که می‌تونستم این روزها رو‌ تحمل کنم این بود که عیده و عید هم کار نیست. قبل عیدم با همین بهونه خودم رو‌گول میزدم.

اما الان کم کم به لحظات پایان عید داریم نزدیک‌ میشیم و‌ مغزم خطاهای عجیبی میده و همش میگه:

عیدم تموم شد دیگه برنامه چیه؟

انگار‌ بعد از تعطیلات رسمی مغزم خودکار دنبال کار‌ می‌گرده تا ببلعتش!

پ.ن: کماکان اینترنت به بهونه‌های واهی قطعه و به کتف هیچ نهاد و ارگانی نیست که یه ملت نونشون رو‌ از این اینترنت در میارن.

صفحه قبل
صفحه بعد