از دیشب که فشار مت خوب شده و انگار موتور زیر ساختها اجازهی ورود به دنیای دیجیتال رو داده، خیلیا هنوز وصل نشدن. گفتم تجربهی شخصی خودمو تو نصب اپها و اینا بهتون بگم.
اپهای چیلترفکنهای رایگان تو یه سری مناطق خوب داره جواب میده ولی تو تهران و شیراز و اصفهان هنوز شلنگ اینترنت رو سفت فشار میدن که دیتای کمتری رد و بدل بشه.
اونایی که از v2ray استفاده میکنن به نظرم این اپ رو ببوسن و بذارن کنار و به جاش v2box و npv tunnel نصب کنن چون از پروتکلهای پروکسی پشتیبانی میکنه ولی روش اتصالشون بهتره و پینگ بهتری میده.
هایدیفای هم یه اپ معروف دیگهس که پروکسیهای خوب میده ولی اینستا رو خوب بالا نمیاره اما رو تلگرام جواب میده.
اونایی که هنوز وصل نشدن اینا رو تست کنن
من از اون دسته از آدمام که زیاد باهاش حرف بزنید وسط حرف میگه: میشه خفه شی؟
کسی بهم توضیح بده و تشریح کنه از دقیقهی دوم دیگه مغزم پردازش نمیکنه و از دقیقهی سوم دیگه گوشم نمیشنوه
خیلی خلاصهم و خیلی هم دنبال چیزای خلاصه.
القصه دیدم بلاگفا بین این پلتفرمها استیبل تره. توییترم که تایملانش شده مسخره بازی واسه همین یه وبلاگ زدم با یه تمی شبیه توییتر و دارک مود و قراره خلاصه توییت بزنم توش و غر غر کنم
آدرسش هم miladsafa رو دامنهی بلاگفاست که اگر دلتون خواست چرندیاتم رو بخونید بصورت کوتاه اونور در خدمتتون هستم.
نکته: اینجام هست اونجام هست. همه جا هست.
یکی از کارایی که بهم کمک میکنه مغز پر تلاطمم رو به ساحل عقلانیت برسونم، رویاپردازی فانتزیانهی خیالیه. به چیزهایی فکر میکنم که شدنش یک در هزار، میلیون و میلیارده
فور اگزامپل دیشب به این فکر میکردم اگه یکی اشتباهی به ولت من چند صد هزار تتر بزنه چی میشه؟
یا مثلا از تو خیابون رد میشم یهو یکی بیاد بگه: آقا ببخشید امکانش هست این بستهی ۱۰۰ دلاری رو از من قبول کنید؟
خلاصه اینکه این فکرای مسخره رو تا تهش میرم که مغزمخسته شه و بگه بسه دیگه، تا کجا میخوای پیش بری
این روزا که داره خیلی سخت میگذره به آی تی جماعت، به من یک مدل دیگه سخت میگذره. بعد حدود سه ماه چند هفتهس که فشار کاری دوبل شده و سعی دارم زیر بار این فشار نترکم.
انتقال دیتام به ایران، پروژههای نیمه باز، مشتریانی که باید بازیابی بشن، سه ایدهی کاری موازی و نبود اینترنت بین المللی باعث شده منه متمرکز به یک میلاد پراکنده تبدیل شم که همه چیزو داره همزمان و تو گانت پیش میبره.
به همهی اینها نبود منابع مالی و پولهای چسکی روزانه هم اضافه کنید ببینید چه ترکیب سمی میشه.
عموما اینطور مواقع من به یک ترکیدگی نسبی میرسم و یهو منفجر میشم و میگم: مهرم حلال جونم آزاد :))
ولی خدای عز و جل که حکمتش موجب پارگی و نعمتش موجب نالهگی را شاکرم که این وسط با ما شوخیش گرفته و بلایای پیچ در پیچ را نصیب بندهی حقیرش میکنه.
با این حال من زندهم، نفس میکشم و تا شقایق با ما کات نکرده زندگی باید کرد.