خودمم، میلاد

حدود ۲۰ سالی هست تو این دنیای پر از قطع و وصل وب گیر کردم. الان سعی دارم عادی باشم

داستان پولدار شدن دوستم

1405/2/4
20:11

یه دوستی داشتم که خیلی بی پول و بیچاره بود. یادمه تو مدرسه حتی نداشت یه نون و پنیر بیاره که زنگ تفریح سق بزنه. 

چند روزی مدرسه نیومد بود و نگرانش شدم که نکنه عین نهنگا خودکشی دسته جمعی کردن؟

یه روز سرد زمستونی دیدم باباش با یه ماشین شاسی بلند پیاده‌ش کرد و لباس نو پوشیدع بود و یه سری چیزای باور نکردنی هم دستش بود که بعدها فهمیدیم بهش میگن لپ تاپ. اومده بود که پروندشو بگیره بره غیر انتفاعی.

پشم بر تن هیچ یک از همکلاسی‌ها نموند و همگی جملگی ریختیم و سال‌ها از حیاط مدرسه پشم جمع میکردن

کشیدمش کنار و ازش پرسیدم: چی شد که یهو این اتفاق افتاد و تو از فلاکت خارج شدی و این طوری زرق و برقی شدی؟

گفت سرمایه گذاری میلاد جان، سرمایه گذاری درست. ( اخه پفیووووز...)

گفت که:

ما به خاطر بدهی پدرمون سال‌ها تو رنج و عذاب بودیم و بابام هر چقدر تلاش میکرد نمی‌شد. یه بار از دوست صمیمیش پول قرض کرد که بره یه کاری بکنه. پوله هرچند ناچیز بود ولی شکست خورد. از طریق کمیته امداد تلاش کرد یه وام خود اشتغالی بگیره و کلی پیگیری کرد ولی اونم به در بسته خورد.

زندگیمون با قرض گرفتن‌ها میگذشت تا اینکه..‌

 یه شب خونه همه با بدحالی تو هال نشسته بودیم که تلفن زنگ خورد.

عمه‌ی بابام که زن ثروتمندی بود فوت شد و از اونجایی که اینا تخم ترکه‌شون هیچکسو نداشتن به اینا ارث رسید.

 

(اره عزیزم. دنبال ایده‌ی خلاقانه نکرد. پول مفت بهشون رسیده بود. منتظر بودی بگم)

پرسیدم سرمایه گذاریش پس کو؟ گفت همین که نذاشتیم عمه بابام شوهر کنه یه جور سرمایه گذاریه دیگه

خلاصه اینکه تلاش بیهوده نکنید. پول بخواد برسه از فحش خور ترین کانسپت دنیا هم شده میرسه

آرزوهای بر باد رفته

1405/2/4
14:45

ارزوهایی داشتم که سال‌ها بهش فکر میکردم. سال‌ها برای رسیدنش الاش میکردم. رویا نبود! چیز پیچیده‌ای هم نیست. خیلیا بهش رسیده بودن و موضوعی نشدنی نبود.

اما حس می‌کنم این روزها آرزوهام تبدیل به رویا شدن‌ قرار نیست هیچ وقت به مرحله‌ی اجرا برسن. اون‌هایی که تونستن یا قبلتر از من تونستن، یا پشتوانه‌ای برای انجام دادنش

انگار یه سد بزرگی به اسم نا امیدی سایه انداخته روی خواسته‌هایی که شدنی بودن و الان تبدیل به یک رویا و خیال شدن که تو این شرایط حتی مسخره هم به نظر می‌رسه

آخه من رو چه به آرزو؟ پنج ستاره‌ت رو بده مسافر :)

ترکیدن بخشی از مغز

1405/2/2
20:28

چند وقته صبحا که بیدار می‌شم، نمی‌تونم لوکیشنم رو تشخیص بدم. نمیدونم قزوینم، رشتم، تهرانم یا اصلا جای جدید. یه کم طول میکشه تا بفهمم کجام.

فریک‌زدم که نکنه مام رباتیم! GPS رو که قطع کردن سیستم مغزی مام خراب شده.

با یه دوست پزشکی مشکل رو مطرح کردم و با دلایل علمی و اصول اپلیه پزشکی حرفای جالبی بهم زد!

گفت: نمی‌دونم!

 

بیاید بگید که شما اینطوری هستید تا من آروم بشم

وطن فروش تویی

1405/2/1
07:49

حالا خوبه تمام کسایی که جاسوس‌از آب در اومدن، سیم کارت سفید و از ادمای خودشون بودن.

بعد اینترنت رو به روی مردم عادی می‌بندید و‌ حق مسلمشون رو با تعرفه‌ی ۱۰ برابری بهشون میدین؟

سال‌ها گفتید انرژی هسته‌ای حق مسلم‌ماست و‌ما حتی یه اثر مثبت از اون رو‌توی زندگیمون ندیدیم، بعد اون چیزی که به معنای واقعی حق مسلم ماست رو‌می‌بندین؟

شرف که ندارید؟

این چه سوالیه که می‌پرسم معلومه که ندارن

صفحه قبل