خودمم، میلاد

حدود ۲۰ سالی هست تو این دنیای پر از قطع و وصل وب گیر کردم. الان سعی دارم عادی باشم

ترکیب بلاگفا و توییتر

1405/3/5
19:21

من از اون دسته از آدمام که زیاد باهاش حرف بزنید وسط حرف میگه: میشه خفه شی؟

کسی بهم توضیح بده و تشریح کنه از دقیقه‌ی دوم دیگه مغزم پردازش نمی‌کنه و از دقیقه‌ی سوم دیگه گوشم نمی‌شنوه

 

خیلی خلاصه‌م و خیلی هم دنبال چیزای خلاصه.

القصه دیدم بلاگفا بین این پلتفرم‌ها استیبل تره. توییترم که تایملانش شده مسخره بازی واسه همین یه وبلاگ زدم با یه تمی شبیه توییتر و دارک مود و قراره خلاصه توییت بزنم توش و غر غر کنم

آدرسش هم miladsafa رو دامنه‌ی بلاگفاست که اگر دلتون خواست چرندیاتم رو بخونید بصورت کوتاه اونور در خدمتتون هستم.

نکته: اینجام هست اونجام هست. همه جا هست. 

فانتزی‌های باور نکردنی

1405/3/3
14:39

یکی‌ از کارایی که بهم کمک میکنه مغز پر تلاطمم رو به ساحل عقلانیت برسونم، رویاپردازی فانتزیانه‌ی خیالیه. به چیزهایی فکر‌ می‌کنم که شدنش یک‌ در هزار، میلیون و‌ میلیارده 

فور اگزامپل دیشب به این فکر‌ می‌کردم اگه یکی‌ اشتباهی به ولت من چند صد هزار تتر بزنه چی‌ می‌شه؟

یا مثلا از تو‌ خیابون رد میشم یهو یکی بیاد بگه: آقا ببخشید امکانش هست این بسته‌ی ۱۰۰ دلاری رو از من قبول کنید؟

 

خلاصه اینکه این فکرای مسخره رو تا تهش میرم که مغزم‌خسته شه و‌ بگه بسه دیگه، تا کجا میخوای پیش بری

 

وقتی ذهن تک بعدی و کارهای چند بعدی داری

1405/3/2
11:15

این روزا که داره خیلی سخت می‌گذره به آی تی جماعت، به من یک مدل دیگه سخت میگذره. بعد حدود سه ماه چند هفته‌س که فشار کاری دوبل شده و سعی دارم زیر بار این فشار نترکم.

انتقال دیتام به ایران، پروژه‌های نیمه باز، مشتریانی که باید بازیابی بشن، سه ایده‌ی کاری موازی و نبود اینترنت بین المللی باعث شده منه متمرکز به یک میلاد پراکنده تبدیل شم که همه چیزو داره همزمان و تو گانت پیش می‌بره.

به همه‌ی این‌ها نبود منابع مالی و پول‌های چسکی روزانه هم اضافه کنید ببینید چه ترکیب سمی میشه.

عموما اینطور مواقع من به یک ترکیدگی نسبی میرسم و یهو منفجر میشم و میگم: مهرم حلال جونم آزاد :))

ولی خدای عز و جل که حکمتش موجب پارگی و نعمتش موجب ناله‌گی را شاکرم که این وسط با ما شوخیش گرفته و بلایای پیچ در پیچ را نصیب بنده‌ی حقیرش میکنه.

با این حال من زنده‌م، نفس میکشم و تا شقایق با ما کات نکرده زندگی باید کرد.

 

اینترنت بین الملل

1405/2/31
14:28

چند وقت پیش به دستوری اومد که موسسات و شرکت‌ها خودشونو معرفی کنن که ما دسترسی به آی پیشون بدیم. من در جواب آی پی رو دادم و الان اینترنت موسسه به بین الملل وصله

حالا چوطوری؟

خیلی ساده. رفتم به این ادرس:

https://www.irannsr.org/fa/services/form_ipr/add/swd_id/54504/

اطلاعاتو پر‌کردم و ای پی دادم و بعد از مدتی وصل شد.

فقط جای دوتا آی‌پی داره که دوتاشم‌باید استاتیک‌ باشه. اطلاعاتم‌باید حقوقی باشه و مدیرعاملو‌ معرفی کنید.

در مورد اتصالم نه بهتون زنگ میزنن نه خبر میدن.‌به خودت میای میبینی همه چی‌وصله.

در واقع با این کار برمیگردید به فیلترنت سابق. فک‌نکنید الان می‌تونید تلگرام و اینستا و ... باز کنید. (زهی خیال باطل)

 

دلایل وهمی من از قطعی نت

1405/2/27
18:28

این روزا دیگه صحبت از اینترنت خیلی کلیشه‌ای شده. داریم میرسیم به اینکه یک فصل اینترنت ما رو دزدیدن و بهمون ندادن.

اما دلیل پشت قطعی اینترنت جنگ رسانه‌ای بود که میگفتن اطلاعات و فیلان و بیسار ما لو میره.

حالا کاری به اینترنت پرو و وی‌پی‌ان‌های گرون ندارم که جفتشون خیانت به مردم حساب میشه (چه اونی که وی پی ان میخره و تن میده به گرونی و چه اونی که اینترنت پرو میخره و ملتو شخمشون حساب کردن)، حرف من اینه که این شرایط برای یه سریا سوده و لابی‌های زیادی من جمله پلتفرم‌های داخلی دارن دامن میزنن به این کار.

طبیعتا با اتصال اینترنت بین المللی ملت واتس اپ چرت رو فعال میکنن ولی سمت داخلیا نمیرن. پس این خطر براشون هست که کاسبی میلیاردی این روزاشون از بین بره.

اینترنت پرو برای اپراتورها خیلی خوب بوده، چرا که قیمتای ۵ برابری تعرفه باعث شده که خسارت این روزاشون جبران بشه و حتی سود خوبیم داشته باشن

سرورهای ایرانی هم که توی ۱۰ روز گذشته تعرفه‌ش ۲ و‌گاهی سه برابر شده. دیتاسنترای داخلی دارن میترکن و جز سرورای داخلی هیچی کاربرد نداره 

 

خلاصه اینکه جنگ بهونه‌ی خوبی برای کاسبیا و‌رونق داخلی داده و‌فضای رقابتی به انحصاری تبدیل شده

در پایین‌ترین سطح

1405/2/26
19:20

من علی رغم اینکه سعی میکنم ادم با انرژی و‌مثبتی دیده بشم، اتفاقاً خیلی درونگرا و ساکتم. فقط سعی می‌کنم با انرژی دیده شم.‌لبخند رو صورتم باشه

اما امروز حتی برای دیده شدنمم تلاش نکردم. جسم و روحم هر دو باختند. هر دو خسته‌ن.

اهل چس ناله نیستم و‌تا همینجا بسه دیگه

ریدم سر در آستان خانه‌ی پدر بزرگ اونی که شرایط روحی ما رو‌ خراشیده. پفیوز روح تراش

کنتراست تصور

1405/2/25
18:44

من خیلی وقتا تصورم از محیط پیرامونم درست نیست. یا خیلی اور فکر میکنم یا خیلی سطح پایین. در هر دو مورد سوپرایز میشم که عههههه اشتباه کردی باز. اون چیزی که فکر میکردی با چیزی که داری می‌بینی خیلی تلرانس داره

الانم یه سری چیزا رو دارم تجربه میکنم که بالاتر از سطح تصورمه و کنتراستش زیاده. 

فقط امیدوارم بتونم کنتزلش کنم

فال یا پیشگویی

1405/2/24
17:18

خب اون پروژه‌ی سالن زیبایی یه کم تغییر کرد سیستمش و داره کارش پیش میره و‌از سالن در اومد و به شکل یه سیستم برای آنلاین شاپا قراره کار کنه. ولی الان یه کاری رو‌دارم‌ انجام می‌دم رو‌ پیام رسان‌های داخلی که نیاز همفکری شما داشتم.

با یکی از دوستانم صحبت میکردم که ته صحبتمون به اینجا رسید که یه ربات فال گیر درست کن ملت عشق کنن. رو‌ بله و روبیکا جواب میده.

یه کم‌ تحقیق کردم دیدم پشتوانه‌ی درستی روی‌ فال نداریم. حافظ، استخاره، تاروت و...

 همه چیز نیت و‌ اعتقاد و‌ کمی خرافه البته...

رفتم سمت شبه علم و علوم‌ روانشناسی. اینکه بتونم از طریق سری سوالاتی که از مخاطب پرسیده میشه بهش ایده یا پیشنهاد یا پیش بینی ارائه داده بشه.

ضمن اینکه میخوام‌ ایدمو تحسین کنید و بهم بگید «باریک الله» نظرتونو در مورد اینکه دوست دارید به عنوان مخاطب چه چیزی در موزد شما پیش بینی بشه؟

 

پ.ن: پیش بینی قطعا دقیق‌ نیست و‌تو این سناریو‌از هوش‌مصنوعی هم استفاده نمیشه بلکه ریاضی‌ در موردش حرف میزنه. یه جور‌ تسته ولی جامع تر

یادداشتی برای سازنده‌ی کولر آبی

1405/2/23
16:12

بزرگوار، من نمیدونم تو کی هستی و‌ کجا و‌ چطور به این نتیجه رسیدی که با گردش اب در یک‌ مخزن آب و ریختن آب روی پوشال می‌تونی هوای خنک بدی تو حلق ملت.

کولرمو سرویس کردم، خودم سرویس لازم شدم برادر. این چی بود طراحی کردی مهندس؟ پوشال دیگه چه عنی بود آوردی تو طراحیت؟ چرا باید خرده چوبی که تو یه توری پیچیده شده رو‌هر سال عوض کنیم؟ اصن چرا یه همچین چیزی مصرفی گذاشتی پفیوز؟

دستای من نرمالو بود و مهندسی، سخت ترین کارش زدن دکمه‌ی اسپیس و‌اینتر بود، الان به خاطر سرویس کولر اثر انگشتم رفته نمی‌تونم گوشیمو باز کنم!

خلاصه اینکه به مادر سلام برسون

 

پ.ن: همین کولر آبی آشغال شده ۲۰-۳۰ تومن. تف 💦

اقتصاد مال خر است!

1405/2/21
21:19

تقریبا چند دهه از این جمله‌ی کلیدی میگذره که اقتصاد مال خره. بزرگواری که این رو سرودن گل فرمایش کردن. امروز‌ معنی واقعی خریت رو به چشم دیدم

اقتصاد اگر به درستی ایجاد نشه اکثریت به خرهای تدریجی تبدیل میشن. خرهایی که برای نمردن صف غذای رایگان، صف اینترنت طبقاتی، صف دلالی و هزاران صف دیگه رو پر میکنن

مسیر خطوط BRT انقلاب بسته شده بود. چرا؟ چون صف اعطای غذای رایگان راه افتاده و‌ملت برای خوردن غذای رایگان مسیر اصلی اتوبوس رو بسته بودن که شب سر گشنه نذارن یه وقت. (البته اینها مادر گلابی‌های عن به نرخ روز خورن)

بله اقتصاد خره، اقتصاددان به مراتب خرتر که برای این عوام تحلیل میکنه و سناریو در میاره. البته بعضی اقتصاد دان‌های الان رو‌باید به دلال‌های کراواتی تشبیه کرد که تو این شرایط به مردم میگن چی بخرید چی بگیرید. خود شما عنصر گرانی و به هم زدن تعادل عرضه و‌تقاضا هستید!

 

من کمی اسید میل کنم و‌حرص بخورم، شمام کامنت بذارید منو تایید کنید و‌ بگید گل گفتی ای گل گفتی لطفاً 😁 

 

صفحه قبل
صفحه بعد