یکی‌ از کارایی که بهم کمک میکنه مغز پر تلاطمم رو به ساحل عقلانیت برسونم، رویاپردازی فانتزیانه‌ی خیالیه. به چیزهایی فکر‌ می‌کنم که شدنش یک‌ در هزار، میلیون و‌ میلیارده 

فور اگزامپل دیشب به این فکر‌ می‌کردم اگه یکی‌ اشتباهی به ولت من چند صد هزار تتر بزنه چی‌ می‌شه؟

یا مثلا از تو‌ خیابون رد میشم یهو یکی بیاد بگه: آقا ببخشید امکانش هست این بسته‌ی ۱۰۰ دلاری رو از من قبول کنید؟

 

خلاصه اینکه این فکرای مسخره رو تا تهش میرم که مغزم‌خسته شه و‌ بگه بسه دیگه، تا کجا میخوای پیش بری