این روزا که داره خیلی سخت می‌گذره به آی تی جماعت، به من یک مدل دیگه سخت میگذره. بعد حدود سه ماه چند هفته‌س که فشار کاری دوبل شده و سعی دارم زیر بار این فشار نترکم.

انتقال دیتام به ایران، پروژه‌های نیمه باز، مشتریانی که باید بازیابی بشن، سه ایده‌ی کاری موازی و نبود اینترنت بین المللی باعث شده منه متمرکز به یک میلاد پراکنده تبدیل شم که همه چیزو داره همزمان و تو گانت پیش می‌بره.

به همه‌ی این‌ها نبود منابع مالی و پول‌های چسکی روزانه هم اضافه کنید ببینید چه ترکیب سمی میشه.

عموما اینطور مواقع من به یک ترکیدگی نسبی میرسم و یهو منفجر میشم و میگم: مهرم حلال جونم آزاد :))

ولی خدای عز و جل که حکمتش موجب پارگی و نعمتش موجب ناله‌گی را شاکرم که این وسط با ما شوخیش گرفته و بلایای پیچ در پیچ را نصیب بنده‌ی حقیرش میکنه.

با این حال من زنده‌م، نفس میکشم و تا شقایق با ما کات نکرده زندگی باید کرد.