قبل اینکه جنگ شروع بشه و‌بعد اینکه اینترنت از ۱۸ دی به بعد قطع شد، یه دوستی داشتیم خیلی خیلی ریچمن طور میگفت اوضاع خوبه، بازار خوبه، همه چی‌ عالیه. تعجب میکرد میگفتم کار نیست، مردم پول‌ندارن دیگه خدمات ما رو بگیرن. بنا کرد به نصیحت (اونم از کسی که ۱۰ سال ازم کوچیکتره).

گفت:

 میلاد جان، داداش گلم، آدم باید تلاش کنه تا طلاش کنه. من خیلی خاک خوردم تو بیزنس (زارت) کتاب‌های فیلان و بیسارو بخون.

 اونجا که انتونی رابینز میگه فیلان داره اشاره میگنه به بیسار (به عمت) 

انرژی توی کار‌ خیلی مهمه‌ سعی کن انرژی مثبت ساتع کنی و بگی من می‌تونم و من ثروتمندم (انرژیو تو گوشِت)

 

خلاصه اینکه اون روز حرفاشو از راست شنیدم، به چپ انتقال دادم :) 

گذشت تا همین دو هفته پیش، دیدم داره میناله، ماشینشم‌ دیگه زیر پاش نیست و کلا به خاک سگ رفته. تهش کاشف به عمل اومد حاج آقای قصه‌ی ما شکر مادر داشت و‌ ما رو‌نصیحت میکرد :)

اخه ... ... ....... ....... .... ‍کش 😡