این روزا که از تهران کیلومترها دورم، دورادور از دوستان و افرادی که هنوز تهرانن پرس و جو میکنم که چه خبر؟
گویا هر روز از شدت موجانفجار دارن سوپرایز میشن، طوری که به گفتهی یکی از نزدیکان در خونشون به سختی باز میشه (از نشست زمین)
یه دوستی دارم که خیلی برام عزیزه. اصرار کردم که بیاد شمال و براش یه محل اسکان پیدا کنم ولی گفت چند روز بیام؟ چقدر میتونم بمونم؟ تهش چی میشه؟ زندگیم اینجاست، خونوادهم اینجاست، یکی دو نفرمنیستن که. در انتها گفت:
همه یه جا جمع شدیم و ۲۰ نفر تو یه خونهایم. اگر قراره بمیریم همه با هم میمیریم!
بمیرم برات پسر...
کی مُردن برات عادی شد :(









